تبلیغات
اسرار 10 - دل نوشته
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
دل نوشته
نوشته شده در سه شنبه 18 مرداد 1390
ساعت : 09:03 ب.ظ
نویسنده : ADMIN
کودکی ها یادمه‘ بادبادکامون یادمه خنده ی عروسکامون یادمه هنوزم یادم میاد‘ تنگه غروب قصه ی سوار زین نقره کوب دستای حنایی مادربزرگ قصه ی رستم و دیو‘ بره و گرگ عصای پدربزرگ باصفا چرخش زغال قلیون تو هوا تکیه گاه بی گناه گریه ها! تو کجا رفتی؟ کجا رفتی کجا؟ کجا؟ بی تو همسایه ی سایه ها شدم تن سپردم به شکست بی صدا! بیا همبازی خوب کودکی! دوباره بچه بشیم یواشکی! اگه حرفی واسه خندیدن نبود تا ته دنیا بخندیم الکی! یادمه وسعت پاک کوچه ها دل دل شنیدن صدای پا گل سرخ پرپر لای کتاب قد کشیدن تو ترانه های ناب فصل آسمونی یکی شدن فصل بی دوومِ خوشبختی من بهترین جایزه یک کلوچه بود همه ی دنیای ما یه کوچه بود تکیه گاه بی گناه گریه ها! تو کجا رفتی؟ کجا رفتی کجا؟ کجا؟ بی همسایه ی سایه ها شدم تن سپردم به شکست بی صدا! بیا همبازی خوب کودکی! دوباره بچه بشیم یواشکی! اگه حرفی واسه خندیدن نبود تا ته دنیا بخندیم الکی!...
.
.
.
.
.
.
.
من خدا را فراموش نکردم اما یاد هم نکردم ! و من می دانستم که خدا سر اش شلوغ بود و شلوغ نبود ! من دعا می کردم ذکر می گفتم اما از خدا نمی نوشتم فکر می کردم خدا کلمه های ریز دفتر من را نمی بیند! و اما او نوشته های من را پشت میز آبی اش یادداشت می کرد .. من به آسمان نگاه می کردم ستاره را می دیدم ماه را می دیدم خدا را می دیدم اما وانمود می کردم که ندیدم و خدا می خندید و من تعجب می کردم من بدی می کردم و خدا خوبی های من را تحسین می کرد و من به عکس خدا در چشم مادرم نگاه می کردم و امروز من پشیمانم که چرا خدا را آنگونه که بود ؛ ندیدم و باید به صراحت بگویم : " عذر خواهیی به خدا بدهکارم "ا

:: مرتبط با: جالب , مذهبی ,
:: برچسب‌ها: دل نوشته , کودکی , اسرار10 , اسرار 10 , عذر خواهیی به خدا , مذهبی , عاشقانه ,
 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.